السيد الخميني

326

ديوان امام ( فارسى )

خال مبدأ و منتهاى كثرت ، وحدت است و خال ، اشارت بدان است كه در اصطلاح اهل معرفت ، همان نقطهء وحدت است . خانقاه آنجا كه صوفيان در آيند و ذكر گويند ، به جهر و فرياد . و چون آنچه كنند ظاهر است ، اهل معرفت پيوسته به دانان تاخته‌اند . خرقه در لغت به معنى جامهء ضخيم ، كهنه و چند تكّه است كه اهل فقر پوشند . خضر از بندگان برگزيدهء خداى تعالى ، كه بعضى وى را از پيامبران بنى اسرائيل و برخى بنده‌اى از بندگان شايستهء خدا دانسته‌اند . به فرمودهء قرآن كريم ( كهف / 65 ) موسى - عليه السّلام - به امر خدا نزد خضر رفت تا از او علم بياموزد . البتّه در كتاب الهى ، نام وى نيامده است . در اصطلاح عرفا ، نيز پير طريقتى است كه زندهء جاويد است و سالك را به آب حيات - كه در ظلمت جاى دارد - ارشاد مىكند . خفّاش جانورى پستاندار مثل موش كه مىتواند پرواز كند . مجازا اشاره به كسانى است كه از دريافت حقايق - هرچند روشن - قاصرند . خلوت در لغت ، جاى خالى از غير و نيز تنهايى معنى مىدهد و در اصطلاح ، آن است كه فرد با خداى تعالى خلوت كند و جز ياد او غيرى را به دل راه ندهد . در شريعت اسلام ، به خلاف ديگر آيين‌ها ، در امورى چون خلوت گزيدن ، افراط و تفريط راه ندارد . خم در لغت ظرفى است كه در آن شراب يا سركه ريزند و از جنس سفال است ؛ در اصطلاح اهل ذوق ، كنايه از بدايت سلوك است كه سالك چون خم در جوش‌وخروش است . خمّار در لغت به معنى مىفروش است و در اصطلاح ، پير كامل و مرشد و اصل را گويند . خم‌خانه محلّ نگاهدارى خمره‌هاى شراب ؛ ادباى عارف ، عالم تجليّات ظاهر را در قلب ، و جايگاه استقرار عشق و غلبات آن را خمخانه